الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

316

الغدير ( فارسى )

سؤال كنيد و از او و اوصياى بعد از او دانش بياموزيد و آنان را تعليم ندهيد و بر آنان پيشى نگيريد و از آنان دورى نورزيد ، چه هماره آنها با حقند و حق با آنهاست ، نه آنها از حق جدا شوند و نه حق از آنها جدايى پذيرد . جماعتى كه برخاسته بودند ، پس از شهادت به اين مطالب نشستند . « 1 » اين عبارت حموينى با آنچه كه در كتاب سليم بن قيس مذكور است ، اندك اختلاف و اضافاتى دارد و سخن ما نيز پيرامون سليم و كتاب او خواهد آمد . 3 - مناشدهء امير المؤمنين عليه السّلام در روز رحبه ( سال 35 ) « 2 » در اثر معارضه و منازعه‌اى كه در امر خلافت با امير المؤمنين عليه السّلام وقوع يافت ، برخى از مردم آن حضرت را به خاطر نقل سخنان رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در تقديم و برترىاش بر ديگران متّهم ساختند و سخنان رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله را در اين موضوع با ترديد و انكار تلقّى كردند . چون اين خبر به آن حضرت رسيد ، در ميدان وسيع كوفه حضور يافت و در ميان گروه بسيارى كه در آنجا گرد آمده بودند ، به منظور دفاع از حق و ردّ نظر كسانى كه در امر خلافت با آن جناب منازعه مىكردند ، به استدلال و مناشده با آن گروه پرداخت ، و اين موضوع به حدى جلب توجه كرد كه بسيارى از تابعين آن را روايت نموده‌اند و اسناد آن در كتب علما به حد تواتر رسيده و ما به روايت چهار تن از صحابه و چهارده نفر از تابعين در اين خصوص « 3 » واقف شديم ، و اينك تفصيل آن : 1 - ابو سليمان مؤذّن . ابن ابى الحديد گويد : ابو اسرائيل « 4 » از حكم « 5 » ، از سليمان مؤذن روايت كرده كه گفت :

--> ( 1 ) . فرايد السمطين ، باب پنجاه و هشتم . ( 2 ) . تصريح به آن در حديث ابو طفيل آمده و در روايت يعلى بن مره ذكر شده است كه على عليه السّلام چون به كوفه درآمد ، مردم را سوگند داد . بديهى است كه آمدن امير المؤمنين عليه السّلام به كوفه در سال 35 بوده است . ( 3 ) . بسيارى از طرق اين مناشده صحيح است و رجال آن ثقه هستند . ( 4 ) . وى اسماعيل بن خليفه ملائى ( م 169 ) است كه حافظ هيثمى در مجمع الزوائد او را ثقه معرفى كرده و به صحت حديث او تأكيد ورزيده است . -